چهارشنبه 18 مهر ماه سال 1386
زمستون
زمستون
تن عریون باغچه چون بیابون
درختا
با پاهای برهنه زیر بارون
نمی دونی تو که عاشق نبودی
چه سخته مرگ گل برای گلدون
گل و گلدون چه شبها
نشستن بی بهانه
واسه هم قصه گفتن عاشقانه
چه تلخه
چه تلخه،باید تنها بمونه قلب گلدون
مث من که بی تو
نشستم زیر بارون زمستون
زمستون برای تو قشنگه پشت شیشه
بهاره زمستونها برای تو همیشه
تو مثل من زمستونی نداری
که باشه لحظهءچشم انتظاری
گلدون خالی ندیدی
نشسته زیر بارون
گلای کاغذی داری تو گلدون
تو عاشق نبودی
ببینی تلخه روزای جدایی
چه سخته
چه سخته بشینم بی تو با چشمای گریون



