آموزش زبان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 6 مهر ماه سال 1386
به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست
نوشته شده توسط مارال در ساعت 4:36 PM

به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه در یاد

چرا؟به کدامین گناه آخر؟این جدایی حق ما نیست

سردی نگاهو بشکن فاصله سزای ما نیست

بودن تو آرزومه حتی واسهء یه لحظه

می میرم بی تو

چرا نمی فهمی؟چرا نمی بینی؟چه کنم با دل تنگم که مث برده اسیره؟کیه جز من که می میره

واسه لحن خنده هات؟کی برات قصه می گه شبا که خوابت نمی ره؟کیه پا بپات میاد وقتی که

بارون می گیره؟کیه وقتی تشنته تو آبرا غوغا می کنه؟اگه یه جرعه بخوای کویرو دریا می کنه؟

این منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم،هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو

میفتم

هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره

 

هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره